یه دردو دل کوچولو
دردا برگشتن ولی من بیمحلیمیکنم به همشون
به قول دایی داوود بی محلی از همه چی بد تره 
امید گاهی متوجه میشه ولی من زود رد گم میکنم
دیروز یه هو ناقافل گفت درد داری؟ 
گفتم کی من...!!؟؟
چهرش در هم شد
گفت چرا درداتو به من نمیگی ..!
چرا به من نمیگی چته ..!
از اینکه دستم رو شد حس خاک بر سری بهم دست داد
طبیعیش کردم گفتم نه درد چی کشک چی خوابم میاد دیدم فایده نداره (گفتم باد تو دلم پیچید خخخخخخ
)
امید گفت یعنی من فرق گوزو با درد تو نمیفهمم
منم زدم زیر خندههههههههه 
خلاصه ماست مالیش کردیم رفت
دیشب دوزاریم افتاد که تو خواب گویا زرررررررر و زور میکنم اه و ناله و خلاصه این جریانات راه حل پیدا کردم یه ساعت بعد امید میخوابم قبل خوابم مسکن میخورم که تابلو نشم فقط نمیدونم چرا دو سه روزه صبح که از خواب پا میشم رنگم سبزه 
لبام سفیده 
زبونم خشکککککککککککک مثل چوب
خلاصه که باز نقص فنی پیدا کردم امااااااااااا
درد دارمو
کار میکنم
درد دارمو
لباس میشورم
درد دارمو
جارو میزنم درد دارمو
میخندم
فقط گاهی درد دارم عصبانی میشم که خیلی بد میشهچون پاچه امیدو میگرم دعوا میشه بعد نمیتونم بگم چرا سگ شدم قهر میکنه من ناز میکشم روزا میگذره و امید نگرانهمنو من نگران اون و زندگی
چند بار گفته بیخیال بیمه بیا ماشینو میفروشم برو پی دوا درمونت کارم نمیخواد بکنی
ولی من زیر بار نمیرم
اخه مشکل به اون بدی که اون میگه نیست یه تخم مرغ تو تخم دون ما جا خوش کرده همین البته عکسش شبیه دو تا تخم کفتره که مثل لاله و لادن به هم چسبیدن حالا دو تا نظریه هست که یا این یکیه زرده سفیدش قاطی شده یا کلا دوتاس به هم چسبیده خخخخخخخخخ
حالا ما کی این تخمو جوجه کنیم خدا داند ولی خوب خدا کارش درسته یکی زده پس کله من از تنبلی دست بکشم بیفتم دنبال کارو زندگی از ٨ صبح که میزنم از خونه بیرون مشغول کارم تا ١٠ شب بعدشم که شل و شهید و حلاکم
ولی خیلی سخته که بخوام نهار و شام درست کنم دلم برا یه قرمه سبزی مشتی تنگ شده یه بار از بیرون گرفتم با گوشت خر و سبزی خشک درست شده بود گوشتش رفت لای دندونم اومدم نخ دندون بزنم در بیاد لثم برید عفونت کرده ٢٤ ساعت دستم رو پلم بود دور خونه راه میرفتم العانم سه روزه دارم مفنامیک میخورم پدرم در اومده دیروز از بس درد داشتم سیرابی خوردم نون تیلیت کردم خیس خورد درسته قورت دادم خلاصه که اینجورررررررررررررر






یه دردو دل کوچولو
